جغرافیا عمومی

بسمه تعالی

جغرافيا عمومی- بجزادبيات و علوم انسانی  


فصل اول - (درس اول): جغرافيا ، علمي براي زندگي
فصل دوم - (درس دوم): نگاهي به جغرافياي طبيعي ايران

كوه ها ، درختان ، علفزارها ، سنگ ها هر يك پديده هاي مختلفي هستند كه محيط طبيعي اطراف ما را به وجود آورده اند. در طول زمان انسان ها دريافتند كه همين محيط مي تواند بسياري از نيازهاي آنها را برطرف نمايد. بدين جهت به سرعت با آن رابطه برقرار كردند. در اين ارتباط تجربه هاي زيادي كسب نمودند. مناطق گرم و خشك براي كشاورزي و توليد غذا مناسب نبود. در مناطق جلگه اي و سرسبز مجاور رودها و درياچه ها همه چيز براي برپايي يك زندگي مطلوب فراهم بود. بعدها در كنار همين رودها تمدن ها شكل گرفتند. محيطي كه ما در آن زندگي مي كنيم داراي نظم و قانون است. باريدن باران، وزش باد، وقوع يخبندان روئيدن گياهان همه و همه براساس قوانين معيني اتفاق مي افتد ما بايد اين قوانين و نظام ها را بشناسيم و رابطه خود را با محيط بر اساس آنها تنظيم كنيم پس ما موظف هستيم ضمن زندگي در محيط ، از طريق شناخت پديده ها و كشف روابط آنها، آگاهانه با آن برخورد كنيم. انسان بر روي سياره زمين زندگي مي كند. اين محيط كه از هوا كره (آتمسفر)، سنگ كره (ليتوسفر) و آب كره (هيدروسفر) تشكيل شده است. برخورد انسان با طبيعت در محيط هاي گوناگون، يكنواخت نيست. در بسياري از مكان ها انسان به سختي در محيط كار مي كند تا از امكانات آن استفاده نمايد . مثلاً در نواحي قطبي يا بيابان ها، ليكن در برخي مناطق ديگر كره زمين، انسان به راحتي از منابع ،‌معادن و ديگر مواهب طبيعي بهره برداري مي كند.

چگونه رابطه انسان با محيط در طول زمان تغيير كرده است؟

پوشش گياهي رودخانه، درياچه ، هوا، جانوران ، ناهمواري ها همه اجزاي محيط هستند. حال انسان به منظور بهره برداري از منابع موجود در يك محيط تغييراتي در آن ايجاد مي كند. انسان تنها موجودي است كه به سبب تفكر و خلاقيت توانسته است ابزارهاي مختلفي بسازد و به كمك آنها شكل رابطه خود با محيط را تغيير دهد. مثلاً خانه هاي مسكوني انسان هاي اوليه را با خانه هاي امروزي مقايسه كنيد. انسان به مرور زمان ،‌ميزان دخالت و بهره برداري خود از محيط ، بسيار گسترده و كامل تر كرده است.

چرا انسان در ارتباط با طبيعت دچار مشكل شده است؟

انسان تا زماني كه تعادل را به هم نزده است مشكلات جدي در محيط بروز نمي كند. اگر در منطقه وسيعي درختان جنگلي قطع شوند مقدار تعرق گياهان كم مي شود و اين خود سبب كاهش بارندگي و خشك شدن خاك وگسترش وضعيت بياباني مي شود. توازن در محيط طبيعي نبايد با زياده روي در برخي از كشورهاي پيشرفته صنعتي با دانش و فن آوري جديد در هر گوشه از زمان و جهان دست به بهره برداري شديد زده و سودجويانه در حال برهم زدن تعادل محيط زيست انسان هستند.

چگونه جغرافيدان نقش خود را ايفا مي كند؟

هدف علم جغرافيا ، راهنمايي انسان و كمك به او در زندگي است مثلاً جغرافيدان براي شناسايي و تعيين منطقه مناسب كشت چاي، همه ويژگي هاي لازم براي كشت چاي از جمله نوع آب و هوا، نوع خاك ، نوع ناهمواري، بازار فروش،‌ نيروي انساني مناسب براي كشت را بررسي مي كند و با توجه به همه اين موارد مكان مناسب را انتخاب مي نمايد. بدين ترتيب جغرافيا با ديد (تركيبي) يا (كل نگري) به مطالعه و بررسي موضوعات مي پردازد. زيرا اجرا و عوامل محيطي در ارتباط با يكديگر عمل مي كنند. تعيين مكان مناسب براي زندگي و فعاليت يكي از كاربردهاي مهم دانش جغرافيا است.

جغرافيدان اطلاعات خود را از كدام منابع بدست مي آورد؟

يكي از راه هاي كسب اطلاعات مراجعه به سازمان ها و استفاده از كتاب ها و آمارنامه ها و استخراج از پرسش نامه هاي مختلف است . مثلاً براي شناخت وضعيت آب و هواي يك ناحيه و تهيه آمار و اطلاعات چندين ساله، به سازمان هواشناسي مراجعه مي كنند. علاوه بر استفاده از داده ها جغرافيدان براي نمايش نتايج كار خود، يك يا چند نقشه ترسيم مي نمايد. جغرافيدان الزاماً از نقشه هاي مختلف استفاده كند. نقشه ها قابليت نمايش پراكندگي عوارض و پديده هاي انساني و طبيعي را دارند و به عنوان يك منبع اطلاعات مؤثر به كمك جغرافيدان مي آيند هر چه نقشه ها در مقياس بزرگتر تهيه شوند، جزئيات در آن بهتر نمايش داده مي شوند.

برخي نقشه ها بسته به هدف جغرافيدان كوچك مقياس هستند.
يكي ديگر از منابع اطلاعاتي مهم جغرافيدان ، عكس هاي هوايي است كه به وسيله هواپيما تهيه مي شود و به دليل تصوير همه جانبه اي كه به دست مي دهند، بسيار مفيدند. امروزه در احداث جاده هاي بين شهري، حفر تونل ها، جنگل كاري هاي مصنوعي، تعيين محدوده پارك هاي وحش، تأسيس سدها و قبل از هر كار عمراني ديگري در سطح وسيع از تصاوير هوايي استفاده مي شود. كارايي عكس هاي هوايي زماني بهتر معلوم مي شود كه از يك ناحيه به فاصله چند ماه يا چند سال تصاوير متعدد گرفته باشند. امروزه با پرتاب ماهواره ها نيز به منظور بررسي منابع زميني و ثبت تصاوير از ارتفاعات مختلف از سطح زمين، ميدان ديد گسترده اي براي مطالعه پديده ها به وجود آمده است. شكل ص 9 رنگ آميزي خاص هر پديده، يكي ديگر از ويژگي هاي تصاوير ماهواره اي است. تصاوير ماهواره اي نيز ديد تركيبي بدست مي دهند زيرا از جاهاي گوناگون يك محيط را يكجا و به هم پيوسته به نمايش مي گذارند. چگونگي كاملتري را براي جغرافيدان امكان پذير مي سازد چگونه توسعه يك شهر ، از بين رفتن جنگل هاي يك ناحيه ميزان محصولات كشاورزي، آثار كم آبي و خشكسالي به خوبي روي تصاوير ماهواره اي قابل تشخيص است.

سؤالات فصل اول (درس اول)
1 - يكي از كاربردهاي مهم دانش جغرافيا نام ببريد؟

تعيين مكان مناسب براي زندگي و فعاليت

2 – راه هايي كه جغرافيدان اطلاعات خود را از آنها بدست مي آورد چيست؟

الف. مراجعه به سازمان ها
ب. استفاده از داده ها
ج. ترسيم نقشه
د. عكس هاي هوايي
ن. پرتاب ماهواره ها.

فصل دوم (درس دوم)
نگاهي به جغرافياي
طبیعی ایرانقاره آسيا با وسعتي بيش از 30 درصد خشكي هاي زمين، وسيع ترين قاره روي زمين است.
در جنوب غرب اين قاره منطقه خاورميانه قراردارد كه كشور ما نيز در اين بخش از جهان استقرار يافته است. كشور ما در جنوب منطقه معتدل نيمكره شمالي قراردارد و به خط استوا نزديك است. مدار 25 درجه شمالي از جنوب كشورمان و مدار 29 درجه شمالي از شمال آن مي گذرد. نصف النهارهاي 44 و 63 درجه شرقي نيز به ترتيب در غرب و شرق آن قرار دارند. وسعت كشور ايران حدود 195/648/1 كيلومتر است.


ايران در كمربند خشك

با توجه به موقعيت ايران و مجاورت آن با مدار رأس السرطان كشور ما در يك نوار بياباني واقع شده كه آن را در امتداد صحراي آفريقا، بيابان عربستان و مناطق خشك آسياي مركزي قرارمي دهد. بيابان لوت و دشت كوير از خشك ترين نواحي فلات ايران هستند.

تحولات فلات ايران در گذشته چگونه بوده است؟

زمين شناسان معتقدند فعاليت هاي كوهزايي در اواخر دوره ترشياري، شكل نهايي كوه هاي البرز و زاگرس را به وجود آورده است. همزمان با ارتفاع گرفتن كوه ها و ناهمواري ها، زمين هاي پست و هموار به صورت حوضه هاي بسته يعني دشت ها و چاله هاي كوچك و بزرگ شكل گرفتند. در آغاز كواترنر فعاليت آتشفشاني شدت بيشتري پيدا كرد و ارتفاعات مخروطي شكل و بلند همچون دماوند، سبلان، سهند و تفتان را به وجود آوردند. از آن زمان تاكنون عامل مهم تغيير چهره زمين عامل فرسايش بوده است. فرسايش به وسيله آب هاي روان مهمترين عامل خارجي تغيير شكل ناهمواري ها بوده .

ناهمواري هاي ايران (فلات ايران)

فلات ايران سرزمين بلند و كوهستاني است كه علاوه بر ايران ، كشور افغانستان و بخشي از پاكستان را نيز دربر گرفته و از اطراف به سرزمين هاي پستي منتهي مي شود. ضلع شمالي فلات ايران از كوه هاي آرارات در تركيه شروع شده و در شمال شرق به ارتفاعات هندوكش در خاك افغانستان ختم مي شود. غرب فلات ايران را رشته كوه زاگرس و شرق آن را رشته كوه سليمان محدود كرده اند.

اشكال ناهمواري در ايران

1 – سرزمين هاي مرتفع : بخش وسيعي از مساحت ايران پوشيده از كوه هاي بلند مانند البرز و زاگرس است كه در طول صدها كيلومترچون ديواري بلند كشيده شده اند. اين ناهمواري ها، نواحي داخلي ايران را از مناطق ساحلي جدا ساخته و تنها از راه دره هاي پر پيچ وخم رودها كه در طول صدها هزار سال حفر شده اند مي توان از آنها عبور كرد.
2 – سرزمين هاي هموار : با وجود كوهستان هاي بلند با دره هاي گود، پهنه هاي كم و بيش وسيع و هموار نيز در داخل يا در حاشيه فلات ايران گسترده شده اند. اين سرزمين ها با مساحت و ارتفاع متفاوت در ميان رشته كوه ها و يا در محل كوهپايه ها و مجاور درياها و درياچه ها وجود دارند. جلگه هاي ساحلي شمالي و جنوب، ‌دشت لوت و دشت كوير، نمونه هايي از سرزمين هاي هموار به شمار مي رود. ناهمواري هاي ايران را از نظر طبيعي و جهت برجستگي ها و شرايط خاص منطقه، مي توان به بخش هاي زير تقسيم نمود:
كوه هاي شمالي ؛ كوه هاي غربي و جنوبي ؛ كوه هاي شرقي ؛ كوههاي مركزي ؛ جلگه هاي ساحلي ؛ دشت ها و چاله هاي داخلي

ناهمواري هاي ايران چه نقشي در زندگي ما دارند؟

قسمت وسيع از كشور ما را كوهستان ها احاطه كرده اند. اين ناهمواري ها به طور متوسط 3500 متر از سطح دريا ارتفاع دارند مي دانيم با دما رابطه دارد. به طور متوسط به ازاي هر هزار متر ارتفاع، 6 درجه دماي هوا كاهش مي يابد. ريزش هاي جوي در ارتفاعات، جريان هاي سطحي و نيز حركت سيلاب را به دنبال دارد و دامنه ها را به شدت فرسايش مي دهد در نتيجه دره هاي كوچك و بزرگي را در مناطق كوهستاني به وجود مي آورد. با ادامه فرسايش ، رسوبگذاري و ته نشين شدن مواد آبرفتي در پاي كوه ها مخروط افكنه را به وجود آورد، مخروط افكنه ها يكي از بهترين مكان ها براي كشاورزي و ايجاد روستاها و شهرها است.

رشته كوه البرز چه ويژگي هايي دارد؟

اين رشته كوه در لبه ي جنوبي درياي خزر قد برافراشته است. رطوبت درياي خزر به شكل برف و باران بر دامنه شمالي البرز مي بارد و رودهاي فراواني را به وجود مي آورد. اين قسمت از جنگل هاي انبوه پوشيده شده است در حالي كه دامنه جنوبي البرز بدون رطوبت مانده و تنها در فصل زمستان مقداري برف و باران بر آن مي بارد.

ناحيه كوهستاني زاگرس چه ويژگي هايي دارد؟

اين ناحيه كوهستاني لبه غربي فلات ايران را تشكيل مي دهد. چين خوردگي زاگرس در امتداد شمال غربي به سمت جنوب شرقي بخش وسيعي را به خود اختصاص داده است. چين خوردگي هاي زاگرس اغلب منظم و محور آنها موازي است. در زاگرس جنس سنگ ها رسوبي و بيشتر آهكي است و در برخي نقاط مانند اطراف همدان و بروجرد، توده هاي آذرين دروني نيز به چشم مي خورد. در رشته كوه زاگرس در امتداد شمال غربي – جنوبي شرقي گسل سراسري وجود دارد. اين گسل سبب جابه جا شدن و شكسته شدن لايه ها شده است.

ادامه فصل دوم - (درس دوم): نگاهي به جغرافياي طبيعي ايران
تقسيمات زاگرس

كوه هاي زاگرس تا نزديكي خليج فارس گسترش يافته اند. زاگرس جنوب شرقي داراي دره هاي باز و دشت هاي وسيع در ميان رشته كوه ها است. زاگرس شمال غربي همچون ديواري در مقابل نفوذ توده هاي هواي مرطوب كه رطوبت را از درياي مديترانه و اقيانوس اطلس براي ما به ارمغان مي آورد، قرار گرفته است. اين رطوبت در برخورد با ارتفاعات زاگرس و دامنه هاي غربي آن، اوج گرفته و در ارتفاع زياد متراكم مي شود و به شكل باران و برف بر قلل و دامنه ها فرو مي ريزد. قله هاي بلند زاگرس مثل زردكوه و دنا بيشتر ايام سال پوشيده از برف است. جريان رودها در دره ها و دشت هاي آبرفتي بين كوه ها، زمينه را براي كار كشاورزي فراهم نموده است. علاوه بر اين ، وجود ارتفاعات سرسبز زاگرس، موقعيت مناسب ييلاقي را براي عشاير كوچ نشين مهيا ساخته است. تابستان ها اين ارتفاعات محل چراي دام هاي دستجات بزرگ عشايري است قشلاق آنها در نواحي پست و جلگه ها و يا چاله هاي مجاور داخلي است. بيشتر رودهاي مهم و پرآبي كه از ارتفاعات زاگرس سرچشمه مي گيرند به سمت جلگه خوزستان جاري مي شوند و اين جلگه از آب رودهاي كارون، جراحي، كرخه، زهره و ... در كشاورزي خود بهره مي برد.

مناطق پست و هموار ايران

هم زمان با چين خوردن و بالا آمدن كوه ها، سرزمين هاي فرونشسته، چاله هايي را به وجود آورده اند. برخي ازاين چاله ها تحت تأثير عامل فرسايش به صورت سرزمين هاي هموار درآمده اند.
الف- دشت ها : سرزمين هموار يا نسبتاً همواري است كه حصاري كوهستاني آن را فراگرفته و ممكن است يك يا چند رود به آن وارد شود. وسعت دشت ها در سطح فلات ايران يكسان نيست ليكن وسيع ترين دشت ها در كشور ما، دشت كوير و دشت لوت است.
ب – جلگه ها : به سرزمين هاي پست و همواري كه از يك طرف به كوه ها و از طرف ديگر به درياها و درياچه ها منتهي مي شود، جلگه مي گويند. جلگه هاي ساحلي، نتيجه رسوبگذاري رودخانه هايي است كه به دريا منتهي مي شوند و عواملي چون آب و هوا و جنس خاك نيز در وسعت جلگه ها تأثير دارد. جلگه ساحلي خليج فارس و درياي عمان به طول تقريبي 1500 كيلومتر از مصب اروند رود تا مرز پاكستان امتداد دارد. اين جلگه ها كم عرض و باريك هستند اما جلگه خوزستان با وسعت چشمگيرو حاصلخيزي فراوان خاك، در جنوب غرب كشور ما و در ادامه جلگه ساحلي خليج فارس قرار گرفته است. به جز جلگه خوزستان در طول سواحل درياي عمان و خليج فارس با توجه به اقليم خشك و خاك هاي نامناسب و رودهاي فصلي و كم آب، زمينه فعاليت چشمگير كشاورزي براي ساحل نشينان فراهم نشده است. سواحل درياي خزر بر خلاف جلگه هاي جنوبي كشور از شريط مطلوب تري برخوردارند. توسعه جلگه ها در سواحل شمالي بيشتر و سريعتر بوده است. جلگه گيلان يكي از نمونه هاي اين رسوبگذاري است.

آب و هواي كشور ما چگونه است؟

بارش و دما دو عنصر اصلي در تشخيص آب و هوا هستند كه ميزان آنها در نواحي مختلف كشور ما متفاوت است به همين جهت چهره هاي گوناگون آب و هوا در ايران وجود دارد. با كاهش دما ميزان تبخير هم بسيار كم است وجود رودخانه نيز به دليل بارش برف و باران مناسب و ذوب برف هاست كه آب كافي در اختيار مي گذارد. سرسبزي حاكي از آن است كه در اين نواحي بيشتر ايام سال رطوبت و باران وجود دارد و از دماي معتدلي نيز بهره مند است. در چنين مناطقي از كشور ما يخبندانهاي سخت و طولاني و يا روزهاي تابستاني گرم و طاقت فرسا بسيار كم اتفاق مي افتد. خشكي زمين در برخي از مناطق كشور ما وجود دارد.

چه عواملي در تنوع آب هوايي كشور ما مؤثر هستند؟

هنگامي كه در شمالغرب و غرب كشور هوا بسيار سرد و يخبندان است در جنوب كشور ما شاهد هواي نسبتاً گرم و مطلوبي هستيم چنين تنوع و تفاوت آب و هوايي كه سبب تنوع در محصولات كشاورزي نيز مي شود، در كمتر كشوري در جهان ديده مي شود.

اختلاف در زاويه تابش آفتاب (عرض جغرافيايي)

كشور ما بين مدار 25 تا 40 درجه عرض شمالي قرار گرفته است، مناطق جنوبي ايران به مدار رأس السرطان نزديك است و تابش آفتاب در هنگام ظهر مستقيم و نزديك به عمود است اما مناطق شمال و شمال غرب ايران چون در عرض هاي بالاتري قراردارد تابش آفتاب مايل تر بوده و زمين از گرماي كمتري برخوردار است. ارتفاعات و جهت آنها نيز در تغيير دما و بارش در مناطق مختلف تأثير مي گذارد. دما در مناطق كوهپايه اي و كوهستاني معتدل تر از مناطق پست و كم ارتفاع كشور ماست و ميزان رطوبت و باران نيز بيشتر است. هر چند ايران در منطقه خشك و بياباني جهان قرارگرفته ليكن ارتفاعات در تعديل دما و افزايش رطوبت نقش مهمي دارد.

فاصله از دريا بر آب و هواي نواحي اثر متفاوت دارد. مثلاً نواحي داخلي ايران به دليل دور بودن از درياها، خشك بوده و اختلاف دماي شبانه روز در آن ها زياد است. ولي جلگه هاي كناره درياي خزر به دليل وجود رطوبت دريا داراي زمستان ها و تابستان هاي معتدل بوده و بارش نسبتاً زياد است. درياهاي جنوب ايران از اين نظر بر كناره خود تأثير چنداني ندارند. تنها در برخي ماه هاي گرم، بادهاي موسمي اقيانوس هند به سواحل جنوب شرقي ايران مي وزند و رگبارهايي را ايجاد مي كنند.
كدام توده هاي هوا كشور ما را در طول سال تحت تأثير قرار مي دهند؟
عبورتوده هاي هوا بر فراز كشور ما، مي توانند هواي سرزمين ما را تحت تأثير قرار دهند.

نقشه هاي هواشناسي

امروزه سازمان هواشناسي كشور با استفاده از اطلاعات روزانه دما، رطوبت و باد، نقشه هاي هواشناسي تهيه مي كند و با كمك تصاوير متوالي ماهواره اي عبور توده هاي هوا را پس از شكل گيري مراكز كم فشار و يا پرفشار طي چند روز پيگيري مي كنند با توجه به حركت توده هاي هوا، سرعت و جهت آنها، كارشناسان هواشناسي قادر هستند وضعيت هوا و تغييرات آن را براي روزهاي آينده پيش بيني نمايند.

         سؤالات درس دوم
1
– مهم ترين عوامل خارجي تغيير شكل ناهمواريها چه بوده است؟

فرسايش

2 – اشكال مختلف ناهمواري ها در ايران را نام ببريد؟

الف. سرزمين هاي مرتفع
ب. سرزمين هاي هموار

3 – تقسيمات زاگرس را نام ببريد و درباره آن توضيح دهيد؟

الف. زاگرس جنوب شرقي كه داراي دره هاي باز و دشت هاي وسيع در ميان رشته كوه هاست.
ب. زاگرس شمال غربي كه همچون ديواري در مقابل نفوذ توده هاي هواي مرطوب قرار گرفته است.

4 – وسيع ترين دشت ها را در كشور ما نام ببريد؟

دشت كوير ، دشت لوت

5 – انواع توده هاي هوا را كه به كشور ما وارد مي شود نام برده و به اختصار درباره آنها توضيح دهيد؟

سرد قطبي : در فصل سرد از نواحي سيبري و آسياي مركزي كشور ما را تحت تأثير هواي سرد قرار مي دهد.
مرطوب غربي: در فصل زمستان از درياي مديترانه و اقيانوس اطلس رطوبت را به داخل كشور انتقال مي دهد.
سوداني : گاهي در فصل زمستان رطوبت درياي سرخ را به كشور ما مي آورد و باعث بارندگي مي شود.
گرم و خشك : بيشتر در تابستانها هواي گرم را از عربستان به داخل كشور مي كشاند.
مرطوب موسمي :‌در برخي از سالها، در تابستان از اقيانوس هند به جنوب شرقي ايران نفوذ مي كند و موجب ريزش رگبار مي شود.

درس سوم
نگاهي به جغرافياي انساني ايران

فلات ايران حدود سه هزار سال پيش مورد توجه اقوام كوچ نشين آريايي قرار گرفت. آريايي ها دامپروراني بودند كه از آسياي مركزي و جنوب سيبري حركت كردند و به تدريج در بخش هايي از فلات ايران ساكن شدند. گروهي از آنان در نواحي مركزي و گروهي در دره ها و دشت هاي رشته كوه زاگرس ساكن شدند . به تدريج با افزايش جمعيت و پيشرفت فن آوري، اشكال مختلف بهره برداري از محيط به وجود آمد. امروزه سه نوع شيوه زندگي روستايي، شهري،‌كوچ نشيني در ايران است.

آب در پيدايش سكونتگاه هاي ايران چه نقشي دارد؟

روستاهاي اوليه در كنار چشمه ها و رودها داير شده اند و شكل استقرار خود را از مسيرآب ها كسب كرده اند. نخستين روستاهاي داخل فلات ايران در پاي كوه ها و دامنه هاي كوهستان ها به وجود آمدند. علاوه بر آب،‌ جنس خاك نيز در ايجاد و توسعه روستاهاي اين سرزمين نقش مهمي داشته است. در حاشيه بيابان ها هم چنانچه آب هاي زيرزميني به سطح زمين نزديك شده باشند با احداث چاه و قنات، امكان كشاورزي و زندگي روستايي به وجود مي آيد. به چنين آبادي هايي كوچك در نواحي بياباني واحد گفته مي شود.

شكل روستاها

در نواحي خشك و نيمه خشك كشور ما هر جا آب به صورت قنات يا چاه در سطح زمين پيدا شده است، خانه هاي روستايي در اطراف آن گسترش يافته اند. اينگونه سكونتگاه هاي روستايي را روستاي متمركز گويند. در اين نواحي فاصله روستاها از هم بسيار زياد است و زمين هاي كشاورزي در بخش حاصل خيزتر و دورتر از خانه ها قرارگرفته اند.
در ايران تنها در جلگه هاي كناره اي درياي خزر شكل روستاها متمركز نيست. خانه هاي روستايي د رهمه جا مشاهده مي شود. در اطراف هر خانه روستايي زمين هاي كشاورزي و شاليزارهاي بزرگ شكل گرفته است. اين شكل بندي روستايي را روستاهاي پراكنده مي گويند. روستاهايي كه در امتداد يك رود شكل گرفته اند به روستاهاي طولي معروفند. در مناطق كوهستاني كشور ممكن است خانه هاي روستايي بر دامنه يك كوه استقرار يافته باشد معمولاً در دامنه هاي رو به آفتاب ساختمان ها به صورت پلكاني در بالادست ساختمان هاي ديگر قرار مي گيرد. روستاها به روستاهاي پلكاني معروفند. در ساختمان هاي روستايي، مصالحي به كار مي رود كه معمولاً در محيط اطراف وجود دارد و به اين جهت روستاها با محيط جغرافيايي خود پيوند زيادي دارند و در مناطق گرم و خشك،‌روستاييان ، سقف خانه هاي خود را گنبدي شكل مي سازند اين امر در خنك نگه داشتن داخل خانه ها مؤثر مي باشد.
امروزه به علت گسترش امكانات و مصالح شهري به نواحي روستايي مصالح بهتر با استحكام بيشتر مانند آجر، سيمان و آهن به كار گرفته مي شود.

منابع درآمد روستاييان

روستاييان علاوه بر كار زراعت و باغداري تعدادي دام نيز پرورش مي دهند. برخي روستائيان به پرورش زنبور عسل نيز مي پردازند. صنايع دستي از ديگر فعاليت هاي اقتصادي روستاييان كشور ماست. فعاليت دامپروري زمينه صنعت قالي بافي را ايجاد مي كند. روستاييان سواحلي شمالي و جنوبي كشور به صيد ماهي هم اشتغال دارند. شكل ص 34 زندگي شهري (عوامل شكل گيري شهرهاي ايران)
1
– آب : هسته اوليه بسياري از شهرهاي ايران در جايي بوده كه به آب دسترسي داشته اند. در نواحي مركزي و شرقي ايران، ‌تعداد جوامع شهري محدود است. يزد و كرمان كه از منابع آب دورند با انتقال آب از نواحي كوهستاني به دست هاي مزروعي و يا با حفر كانالهاي زيرزميني به شكل قنات به حيات خود ادامه داده اند.

2 – ناهمواري : ويژگي هاي طبيعي از جمله ناهمواري و ارتفاع از عوامل مهم در استقرار و توسعه شهرهاي ايران بوده اند.
3
– عرض جغرافيايي :‌عرض جغرافيايي در ايجاد توسعه شهري در ايران دخالت دارد.

نابرابري در پراكندگي شهرهاي ايران در عرض هاي مختلف جغرافيايي نشان دهنده تفاوت در شرايط اقليمي است.
4
– راه هاي ارتباطي و دفاع :
اين عامل در طول تاريخ به بعضي از شهرها ارج و اعتباري بخشيده است. بزرگترين شهرهاي ايران در گذشته در مسير راههاي كاروان رو و بازرگاني شكل گرفته اند مانند كرمانشاه .امروزه نيز توسعه راههاي ارتباطي و وضعيت مناسب گذرگاهي موجب گسترش برخي از شهرها شده است. بنادر نيز از اين نظر حائز اهميت هستند. عامل دفاعي هم در گذشته از اهميت بسياري برخوردار بوده است، بسياري از سكونتگاه ها در گذشته بر اثر ناامني از بين رفته اند. مانند شهرهاي تاريخي و بزرگ نيشابور و ري كه بر اثر حمله مغول ها از بين رفتند و مجددا بازسازي شدند.

نقش شهرها

برخي از شهرها ويژگي خاصي داشته و كارايي خاصي را از خود نشان مي دهند كه به آن نقش شهر مي گويند. مثلاً تهران به عنوان پايتخت كشور ما يك نقش سياسي دارد. شهر اصفهان با آنكه يك شهر تاريخي بوده بيشتر به صورت يك شهر صنعتي و خدماتي نيز نقش خود را ايفاد مي كند. شهرهاي مشهد و قم از ديرباز به دليل وجود مرقد امام هشتم (ع) و حضرت معصومه چهره يك شهر مذهبي را داشته اند و نقش مذهبي از عوامل مهم توسعه و گسترش اين شهرها بوده است. شهرهاي بندري در ايران از گذشته تاكنون نقش بازرگاني و ارتباطي داشته اند.

برنامه توسعه شهري

در دو سه دهه اخير جمعيت شهرها افزوده شده و تعداد نقاط شهري افزايش يافته. پيدايش بافت جديد و حومه اي در اطراف شهرها و پيدايش شهرك ها مشكلاتي را براي مسئولين شهري به وجود آورده است. به همين دليل سازمان ها و وزارتخانه هاي مسئول براي كنترل رشد شهرها، برنامه هاي توسعه شهري را تدوين نموده اند. در اين برنامه و طرحها از عكسهاي ماهواره اي و نقشه هاي كاربري زمين استفاده مي شود.

زندگي عشايري

در اين شيوه زندگي كه سكونت و يكجا نشيني دائمي در آن ديده نمي شود، زاييده استفاده مستقيم انسان از منابع طبيعت است. وجود كوه هاي بلند با دامنه هاي سرسبز در مجاور دشت هاي وسيع زمينه مناسبي را براي شكل گيري زندگي عشايري فراهم كرده است. عشاير، زندگي اجتماعي،‌ قبيله اي دارند و از ايل و طايفه تشكيل شده اند. افراد يك طايفه غالباً با هم خويشاوند هستند. اقتصاد عشاير متكي به دام است. عشاير كشور ما، مردماني سلحشور، ميهمان نواز و سخت كوش اند كه با فعاليت خود بخشي از مواد پروتئيني و لبني كشور را تأمين مي كنند و از اين جهت در اقتصاد كشور ما نقش قابل توجهي دارند.

ايلات مهم كشور

سه ايل پرجمعيت كشور ما ايل بختياري، قشقايي و ايل سون (شاهسون) است. ايلات بختياري ييلاق خود را در اطراف شهر كرد و قشلاق خود را در جلگه خوزستان مي گذرانند. ايلات قشقايي در زاگرس فارس و بين شمال و جنوب استان فارس و ايل سون ها از جلگه مغان به سمت دامنه هاي سبلان و ساير ارتفاعات آذربايجان جا به جا مي شوند.
امروزه به دليل سختي اين نوع زندگي و تحولات اجتماعي، تعداد كوچ نشينان رو به كاهش است و عشاير به شيوه زندگي يكجا نشيني تمايل پيدا كرده اند.

 

تقسيمات سياسي كشور

نخستين تقسيمات سياسي استان در سال 1316 شمسي انجام شد. كشور ايران داراي 28 استان است.

 

تقسيمات داخلي در يك استان چگونه است؟

بزرگترين تقسيمات كشور،‌استان است اما در داخل هر استان تقسيمات كوچكتري نيز وجود دارد. استان به وسيله استاندار اداره مي شود. استانداران از سوي وزير كشور، تعيين مي شوند امروزه به سكونتگاه هايي كه شهرداري داشته باشد شهر گفته مي شود.

سؤالات درس سوم
1
– روستاهاي طولي چيست؟

روستاهايي كه در امداد يك رود شكل گرفته اند به روستاهاي طولي معروفند.

2 – ايلات مهم كشور را نام ببريد؟

بختياري – قشقايي – ايل سون (شاهسون)

3 – امروزه شهر به چه معني است؟

به سكونتگاه هايي كه شهرداري داشته باشد، شهر گفته مي شود.

4 – عوامل شكل گيري شهرهاي ايران چيست؟

الف. آب
ب.ناهمواري
ج. عرض جغرافيايي
د. راه هاي ارتباطي

 

فصل سوم
درس چهارم (آبها)
درس پنجم (بهره برداري از منابع آب)

وضعيت كنوني آبهاي جهان
مقدار آب موجود در سياره زمين تقريباً همواره ثابت بوده است. اگر كره زمين را از بالا بنگيريد آن را به شكل كره اي آبي رنگ خواهيد ديد زيرا بخش اعظم سطح آن را اقيانوس ها و درياها فراگرفته اند و وسعت خشكي ها بسيار كمتر از آبها است. ازنظر مقدار و حجم 2/97 درصد از آب هاي موجود در سياره زمين در اقيانوس و درياها انباشته شده اند و فقط 8/2 درصد از آبها به شكل رودها، يخچال ها،‌درياچه ها،‌آب موجود در اتمسفر و آب موجود در خاك ها و آب هاي زيرزميني مي باشند. انسان براي انجام فعاليت هاي خود به آب هاي شيرين نياز دارد. آب شيرين يعني آبي كه ميزان نمك هاي آن بسيار كم باشد.
آب هاي اقيانوس ها و درياها شور هستند و استفاده از آنها مستلزم تصفيه كردن است كه اين امر نيازمند سرمايه گذاري براي احداث تأسيسات آب شيرين كن مي باشد. حجم آب هاي شيرين در جهان بسيار كم و فقط حدود 8/2 درصد از حجم كل آب هاي جهان است. مقدار زيادي از آب هاي شيرين جهان به شكل يخ در يخچال هاي قطبي و كوهستاني قراردارد.

گردش آب در طبيعت

آب هاي موجود در كره زمين همواره در حال تغيير شكل اند. اين آب ها، حالت مايع ، گاز و جامد به خود مي گيرند. مقداري از آب نيز در زمين نفوذ مي كند كه آب هاي زيرزميني را تشكيل مي دهد. قدري از آب هم در درون شاخه ها، برگها و تنه و ريشه درختان دخيره مي شود. حجم آبي كه در هر سال به وسيله گردش آب در طبيعت فراهم مي شود 40 هزار كيلومتر مربع مكعب است. انسان با علم و فن امروزي خود مي تواند 25 هزار كيلومتر مكعب از اين آب را مورد استفاده قرار دهد. ريزش هاي جوي در همه جاي سياره زمين يكسان نيست و در برخي جاها با زندگي بيشتر از ديگر مكان هاست.

وضعيت آب هاي ايران

با توجه به قرارگرفتن ايران در نواحي خشك و نيمه خشك، مقدار بارندگي و حجم آب هاي ايران به اندازه كافي نيست و ريزش هاي جوي در همه جا به يك اندازه فرو نمي ريزد. مشكل آب در كشور ما علاوه بر كمبود ريزش هاي جوي، بالابودن ميزان تبخير است. يعني بخش اعظم آب هاي ناشي از بارندگي طي فرآيند تبخير، بخار شده و از دسترس خارج مي شود كه آن را تبخير واقعي مي نامند. علاوه بر تبخير واقعي بايد به تبخير بالقوه توجه كرد. يعني مقدار آبي كه از دسترس باشد به وسيله خورشيد تبخير مي گردد. ميزان تبخير بالقوه بيشتر از تبخير واقعي است زيرا معمولاً آبي كه براي تبخير در محيط وجود دارد، كمتر از توانايي آن محيط براي تبخير مي باشد.

محدوديت منابع آب ايران

كشور ايران، با اينكه 1/1 درصد از مساحت خشكي هاي جهان را به خود اختصاص داده،‌فقط 34 درصد از آبهاي موجود در خشكي هاي جهان را در اختيار دارد. از سوي ديگر در اغلب مناطق ايران، ريزش هاي جوي اكثراً در فصل بهاري صورت مي گيرد كه نياز چنداني به آب براي فعاليت هاي كشاورزي نيست همچنين ، ريزش هاي جوي به طور يكسان در كشور فرو نمي بارند و برخي مكان ها بارندگي بيشتر و برخي بارندگي كمتر دريافت مي كنند. محدوديت منابع آب و توزيع فصلي نامناسب بارندگي نشان مي دهد كه ابتدا بايد ظرفيت منابع آب هاي موجود سطحي و زيرزميني كشور را به خوبي شناسايي و مطالعه كرد تا برنامه ريزي جامه اي براي بهره برداري صحيح از آنها صورت گيرد. مردم ايران زمين، شيوه هاي جالبي مثل قنات يا كاريز براي بهره برداري از آبهاي زير زميني ابداع كردند. مردم ايران براي احداث سدها و بندهاي متعددي اقدام كرده اند.

مصارف گوناگون آب در ايران

ميزان مصرف سالانه آب را در كشور ما حدود 90 ميليارد متر مكعب برآورد كرده اند.

سؤالات فصل سوم (درس چهارم)
1
– آب شيرين چيست؟

يعني آب كه ميزان نمكهاي آن بسيار كم باشد.

2– تبخير واقعي چيست؟

بخش اعظم آبهاي ناشي از بارندگي طي فرآيند تبخير، بخار شده و از دسترس خارج مي شود كه آن را تبخير واقعي مي نامند.

3 – چرا ميزان تبخير بالقوه بيشتر از تبخير واقعي است؟

زيرا معمولاً آبي كه براي تبخير در محيط وجود دارد ، كمتر از توانايي آن محيط براي تبخير مي باشد.

 

 


پارک جنگلی قرق


خالد نبی


پارک جنگلی کردکوی




سواحل گلستان


نقشه گلستان



مرور و جمع بندی جغرافیای استان گلستان

درس اول : نگاهی به جغرافیای طبیعی ایران

موقعیت : در شمال کشور واقع شده و ازطرف شمال با کشور ترکمنستان و از جنوب به استان سمنان و از شرق به استان خراسان شمالی و از غرب به استان و دریای مازندران محدود می شود .

اشکال ناهمواریها :

1 - ناحیه کوهستانی : این بخش ادامه کوههای البرز شرقی است . این ناحیه از نظر تامین آب و تعدیل درجه حرارت برای نواحی کوهپایه ای و جلگه ای استان اهمیت دارد .

2 - ناحیه کوهپایه ای : این ناحیه درپای ارتفاعات از رسوبات دانه ریز و درشت تشکیل و بصورت مخروط افکنه است . این ناحیه به دلیل نفوذپذیری زاد رسوبات ، سفرههای زیر زمینی آب فراوانی دارد .

3- ناحیه جلگه ای : عقب نشینی آب دریای خزر – فرسایش شدیدآبی و تراکم آبرفت رودها علل تشکیل جلگه های وسیع استان است .

تحولات ناهمواریهای استان : همجون البرز ، دراواخر دوره ترشیاری بوجود آمده و فرسایش نقش اصلی را در تغییر شکل کنونی آن داشته است .

لس : رسوبات ریز دانه ای که در بخش های جنوبی و تپه ماهور های شرقی وشمالشرقی دیدهمی شوند که از نظر تهیه آجر وسفال اهمیت دارد .

گلفشان : وجود گلفشانها درجنوبشرقی دریای خزر وشمال گمیشان نشاندهنده فعالیت درونی زمین و وجودمنابع نفتوگاز است .

 آب و هوای استان :

علل تنوع آب و هوای استان : عرض جغرافیائی ، ارتفاعات البرز وجهت و امتداد آن ، نزدیکی به دریای خزر ، توده های هوائی و پوشش گیاهی .

مهمترین توده هائی که به استان وارد می شود :

1 – توده های شمالی : این توده هوا در طول فصول پاییز و زمستان از سیبری وارد می شود و سبب سردی هوا ، ریزش باران و برف و ایجاد یخبندان در ارتفاعات می شود .

2 – توده های غربی : این توده هوا از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه منشاء می گیرد و در تابستان سبب افزایش رطوبت و شرجی شدن هوا و در بقیه فصول سبب ریزش های جوی در استان می شود .

عناصر اصلی آب و هوا : دما ، بارش .

عوامل بارندگی در استان : ناهمواریها ، توده های هوا .

* بیشترین فصول بارش پائیز و زمستان و کمترین آن تابستان است .

پراکندگی دما : با توجه وجود دریا درغرب و وجود کوهستان در جنوب هرچه از غرب به شرق و از جنوب به شمال می رویم بر میزان دما افزوده می شود .

پراکندگی بارش : با توجه وجود دریا درغرب و وجود کوهستان در جنوب هرچه از غرب به شرق و از جنوب به شمال می رویم از میزان بارش کاسته می شود .

انواع آب و هوا : معتدل – کوهستانی – خشک و نیمه خشک .

ویژگی آب و هوای معتدل : تابستان گرم و خشک و زمستان معتدل و پرباران .

پراکندگی آب و هوای معتدل : در بخش هائی از نواحی کوهپایه ای و جلگه ای .

ویژگی آب و هوای کوهستانی : تابستان معتدل و زمستان نسبتا سرد .

تقسیمات آب و هوای کوهستانی بر اساس ارتفاع : معتدل – سرد .

علل ایجاد آب و هوای خشک و نیمه خشک در شمال استان : کاهش ارتفاع – مجاورت با بیابان قره قوم ترکمنستان – نفوذ کم رطوبت دریای مازندران و توده های غربی .

ویژگی آب و هوای خشک و نیمه خشک : بخیر بالا ، کاهش بارندگی ، گرمای زیاد .

 

 

درس دوم : نگاهی به جغرافیای انسانی استان

 

نامهای گوناگون استان گلستان : در کتیبه داریوش در بیستون به نام ورگانه و در کتب پهلوی به نام گورکان و در زبان یونانی به نام هیرکانی نامیده شده است .

اشکال سکونتگاه های استان : زندگی شهری ،  زندگی روستائی ،  زندگی عشائری ( کوچ نشینی ) .

شکونتگاه های شهری :

شهرهای قدیمی استان : گرگان ، گنبد ، گمش تپه .

* اکثر شهرهای استان روستا شهر هستند .

تعریف روستاشهر : شهرهائی که قدمت زیادی ندارند و از بزرگ شدن روستاها پدید آمده اند .

عوامل موثر در مکان گزینی شهرهای استان : آب و هوا ، ناهمواریها ، منابع آب و...

سکونتگاه های روستائی :

نوع و شکل روستاها : از نوع متمرکز بوده و در نواحی کوهستانی به شکل پلکانی و در امتداد رودها به شکل طولی هستند .

* مصالح ساختمانی روستاها از محیط جغرافیائی اطراف تامین می شود ، و با توجه به محیط های گوناگون در استان در ساخت واحدهای مسکونی از مصالح مختلفی استفاده شده است .

منابع عمده درآمد روستائیان استان : زراعت ، باغداری ، دامداری ، صنایع دستی .

* مشاغل ابریشم بافی بیشتر در شرق استان و صید در نواحی غربی و زنبورداری در کوهپایه ها و حاشیه جنگل ها رواج بیشتری دارد .

مهمترین محصولات کشاورزی استان : گندم ، پنبه ، دانه های روغنی و برنج .

مهمترین محصولات کشاورزی متناسب با آب و هوای استان : گندم ، پنبه ، دانه های روغنی .

مهمترین محصولات باغی استان : مرکبات .

* سطح زیر کشت و تولید محصولات زراعی استان وابسته به بازار است ، به همین دلیل هر سال در مقدار سطح زیر کشت و تولید تغییرات زیادی مشاهده می شود .

شیلات : 42 درصد خاویار کشور در استان گلستان و در شهرستان ترکمن استحصال می شود که از این نظر رتبه اول کشور را  دارد .

صنایع دستی استان : قالی بافی ، گلیم بافی ، بافت پارچه های ابریشمی و پشتی .

مهمترین معادن فعال استان : زغال سنگ و سنگ لاشه آهکی ،  صدف کوهی سنگ نسوز و ید .

 

کوچ نشینی در استان گلستان :

انواع مراتع استان :

1 – ییلاقی : دربخش های کوهستانی جنوب  استان   2 – قشلاقی : در بخشهای جلگه های شمال و شمالشرقی استان .

بهره برداران از مراتع استان : دامداران نیمه کوچنده و رمه گردان استان ، کوچ نشینان کرد خراسان شمالی و دامداران شاهرود و سمنان .

عشائر کرد خراسان شمالی : بیشترین عشائر استان را تشکیل میدهند که ییلاق خود را در ارتفاعات شهرهای بجنورد ، شیروان و قوچان و قشلاق خود را در شهرستانهای کلاله و گنبد سپری می نمایند .

انواع مساکن دامداران استان : ترکمن ها در آلاچیق و دارمداران کوهستانی در کومه و عشائر کرد خراسان در سیاه چادر زندگی می کنند .

مهمترین ایل های ترکمن :

1-  یموت ها که در غرب گنبد کاووس تا دریای خزر ساکن هستند . 2 – گوگلان ها که در شرق گنبد تا مرز خراسان ساکن هستند .

علل یکجانشینی ترکمن ها : سختی زندگی ، کاهش درگیری های قومی و سیاسی و وضعیت مناسب کشاورزی منطقه .

تقسیمات سیاسی استان :

* استان گلستان در آذرماه 1376 به مرکزیت شهرستان گرگان از استان مازندران جدا و به صورت استان مستقل در آمد .

تعداد شهرستان های استان تا سال 1387 : 12شهرستان به نامهای ترکمن ، آق قلا ، گنبد ، کلاله ، مراوه تپه ، مینودشت ، آزادشهر ، رامیان ، علی آباد ، گرگان ، کردکوی و بندرگز بوده است .

باتوجه به نقشه سیاسی استان به سوالات زیر پاسخ دهید :

شرقی ترین و غربی ترین شهرستان : کلاله ( مراوه تپه ) ، بندر گز .

وسیع ترین و کم وسعت ترین شهرستان : گنبد ، بندرگز .

شهرستانهای هم مرز با کشور ترکمنستان : ترکمن ، آق قلا ، گنبد ، کلاله و ( مراوه تپه).

شهرستانهای هم مرز با استان خراسان شمالی : کلاله ، مراوه تپه ، مینودشت .

شهرستانهای هم مرز با استان سمنان : مینودشت ، آزادشهر ، رامیان ، علی آباد ، گرگان ، کردکوی .

شهرستانهای هم مرز با استان مازندران : ترکمن ، کردکوی و بندرگز .

شهرستانهای هم مرز با دریای مازندران : ترکمن ، کردکوی و بندرگز .

 

                                                          

 

در س سوم : منابع آب استان

 

انواع منابع  آبهای استان : آبهای سطحی ، آبهای زیر زمینی .

انواع آبهای سطحی : رودها ، دریاچه ها و خلیج گرگان .

رودهای استان :

رود اترک : از کوههای هزار مسجد خراسان سرچشمه گرفته و به خلیج گرگان می ریزد .

علت کم آبی رود اترک : بعلت بهره برداری شدید برای مصارف کشاورزی و ...

رود گرگان : از دامنه های شمالی البرز شرقی و دامنه های غربی ارتفاعات خراسان شمالی سرچشمه می گیرد .

سد های مهم رود گرگان : سد وشمگیر ، گلستان 1 و 2 .

رود قره سو : از کوه های شاهوار در البرز شرقی سرچشمه می گیرد و به خلیج گرگان می ریزد.

سد مهم رود قره سو : سد کوثر بر روی شاخه گرمابدشت به منظور تامین آب آشامیدنی شهر گرگان و آبیاری زمین های کشاورزی احداث شده است .

دریاچه ها ی استان :

منابع عمده تغذیه آب دریاچه های استان : 1 – جریان آب رود اترک از طریق کانال ها 2 – ریزش های جوی در دوره ی سرد سال .

* بزرگترین دریاچه داخلی استان دریاچه آلا گل است .

موارد استفاده از ّ دریاچه ها : آبیاری مزارع و مراتع ، پرورش ماهی ، گذران اوقات فراغت و ...

ناور : دریاچه های مصنوعی کوچکی که در کوهپایه ها در مسیر رودها ایجاد می شوند .

نحوه تشکیل خلیج گرگان : بر اثر پیشروی رشته ساحلی شبه جزیره میانکاله در دریای خزر تشکیل شده است .

اهمیت خلیج گرگان : در رشد و تکثیر انواع ماهیان بویژه ماهیان خاویاری و جذب پرندگان مهاجر زمستانی نقش زیادی دارد .

آب های زیر زمینی :

علل تشکیل سفره آبهای زیرزمینی در استان گلستان : 1 – بارش مناسب  2 – نفوذپذیری زیاد خاک .

سطح آب و کیفیت آب در نواحی کوهستانی و کوهپایه ای : در سطح پایین تری است ولی کیفیت آن خوب است .

سطح آب و کیفیت آب در نواحی ساحلی و جلگه ای شمال  : در سطح بالاتری است ولی کیفیت آن شور است .

مصارف آبها در استان گلستان : بیشترین مصرف آبها در بخش کشاورزی و کمترین آن در بخش صنعت و معدن است .

 

 

 

درس چهارم : بیابانهای استان

 

ویژگی های ناحیه بیابانی استان که مانع عمده ای بر فعالیت های کشاورزی و ... است : گرمای زیاد ، خشکی شدید ، کمبود آب ، بادهای همراه با گرد و خاک .

نوع و گونه های مهم پوشش گیاهی ناحیه بیابانی استان :  از نوع استپی نیمه بیابانی و از گونه های علفی گز ، گون ، درمنه و خارشتر است .

 

 

درس پنجم : جنگل ها و مراتع استان :

 

علل کاهش جنگل های استان : تهیه هیزم ، چرای دام ، گسترش شهرها و زمین های کشاورزی .

*بیش از 56 درصد کل جنگل های استان از نوع درختان تجاری و صنعتی است .

مهمترین گونه های جنگلی استان : راش ، ممرز و انجیلی .

انواع مراتع استان : ییلاقی ، قشلاقی و میان بند .

علل تخریب مراتع استان : استفاده نا معقول از منابع طبیعی به ویژه پوشش گیاهی ، فشار روزافزون ازدیاد جمعیت و لزوم تامین مایحتاج آنها .

علل کاهش تنوع زیستی : بهره برداری بی رویه و برداشت نادرست از منابع طبیعی ، آلودگی خاک ، هوا ، و آب .

 

 

 

 

 

درس ششم : آلودگی های زیست محیطی

 

علل آلودگی رودهای استان : زباله ها و فاضلابهای خانگی – فاضلابهای صنعتی ، کودها و سموم کشاورزی .

* احداث سد برروی رودها سبب تشدید آلودگی آب رودها و مانع تولید و مثل ماهیانمی شود .

* صنایع غذائی بویژه آردسازی بیشترین فاضلاب را تولید می کند .

* ساکنان نواحی شمالی بدلیل شوری آب از آب باران بصورت ذخیره شده در حوضچه های زیرزمینی استفاده می کنند ، این آبها بدلیل راکد بودن آلوده شده و سبب بیماریها بویژه بیماریهای روده ای می شود .

مهمترین آلاینده های هوای استان : وسائل نقلیه موتوری ، ماشین آلات کشاورزی ، صنایع پنبه پنبه پاک کنی ، و آسفالت و کوره های آجرپزی .

* وسایل نقلیه و صنایع در ایجاد گازهای دی اکسید کربن ، دی اکسید گوگرد و سرب موثر هستند . این مواد سبب تغییر اکوسیستم منطقه و تخریب فضای سبز و زمین های کشاورزی نقش زیادی دارند .

علل کمی آلودگی هوا در شهرهای استان گلستان : وجود فضاهاس سبز در داخل شهرها و وجود پارک های جنگلی در حاشیه شهرها .

علل آلودگی خاکهای زراعی استان : مصرف بیش از حد از سومم کشاورزی و کود های کشاورزی .

 

 

درس هفتم :مخاطرات طبیعی

 مهمترین مخاطرات طبیعی استان : زلزله ، سیل ، خشکسالی و حرکات دامنه ای و فرسایش .

* زمین لزره های استان ناشی از حرکات زمین در اطراف دو گسل اصلی البرز و خزر است . این گسلها بر اثر رانش پوسته دریای مازندران به زیر پوسته رشته کوه البرز تشکیل شده است .

نواحی مهم خطر زلزله استان : هرچه از شرق به غرب و از شمال به جنوب می رویم شهرها و روستاها به گسل های البرز و خزر نزدیکتر می شوند .

مهمترین علل وقوع و خسارت سیل دراستان : بارش های شدید ، نوع خاک ، شیب زمین ، خشکسالی ، تخریب جنگلها و مراتع و مکانیابی نامناسب ابنیه مسکونی .  

اثرات خشکسالی ها : کاهش منابع آب ، آتش سوزی جنگل ها و آلودگی محیط .

راه های کاهش اثرات خشکسالی ها : مدیریت منابع آب و خاک و پیش بینی تغییرات آب و هوائی .

عوامل موثر در فرسایش خاک در استان : آب و هوا ، جنس زمین ، وضعیت ناهمواریها ، نوع و ترکم پوشش گیاهی و عامل انسانی بخصوص در بخش کشاورزی .

 

 

 

درس هشتم : جمعیت استان

 

 

جمعیت استان در آخرین سرشماری و رتبه کشوری آن : با حدود  1600000 نفر  ، پانزدهمین استان پرجمعیت کشور است .

نواحی پر جمعیت و کم جمعیت استان : بخشهائی از نواحی کوهپایه ای و جلگه ای پرجمعیت و نواحی کوهستانی در جنوب و بیابانی درشمال کم جمعیت است .

علل رشد بالای جعیت استان گلستان : بالا بودن نرخ موالید ، کاهش نرخ مرگ و میر و مهاجر پذیری استان .

اثرات افزایش جمعیت شهری : بوجود آمدن مناطق زاغه نشینی و شهرک های اقماری .

علل مهاجرپذیری استان : توان بالای اقتصادی و منابع و موقعیت خاص آن .

انواع مهاجرت های فصلی در داخل استان : مهاجرت مردم نواحی کوهستانی  به نواحی جلگه ای در فصل برداشت محصولات کشاورزی ، مهاجرت مردم نواحی جلگه ای به نواحی کوهستانی در فصل گرما .

 

 

 

درس نهم : گردشگری در استان

 

برتری های جهانگردی و ایرانگردی استان : موقعیت جغرافیائی ، وجود قومیت های مختلف ، تمدن دیرینه ، غنای فرهنگی و منابع طبیعی .

* استان گلستان به جهت پنبه و خاویار به سرزمین طلای سفید و مروارید سیاه مشهور است .

مهمترین آثار تاریخی استان : برج قابوس بن وشمگیر ، مسجد جامع گرگان ، تپه باستانی تورنگ تپه و آرامگاه مخدومقلی ( مختومقلی ) فراغی .

جاذبه های جهانگردی در استان گلستان :

1- پارک ملی گلستان : در 150 کیلومتری شرق گرگان ( بین شهرستانهای گنبد و بجنورد ) واقع شده است . در این پارک گونه های مختلف گیاهی و جانوری حفظ و نگهداری و تکثیر می شود .

2 – تپه باستانی تورنگ تپه : در 20 کیلومتری شرق گرگان در روستائی به همین نام واقع شده است .

3 – برج قابوس بن وشمگیر : به دستور قابوس بن و شمگیر ساخته شد . این برج در شهر گنبد بلندترین بنای آجری جهان است .

4 – پارک جنگلی نهارخوران : در5 کیلومتری جنوب شهر گرگان واقع شده است .

5 – آبشار لووه : در 14 کیلومتری غرب پارک ملی گلستان در روستائی به همین نام در شهرستان مینودشت و در بخش گالیکش واقع شده است .

6 – خیلج و شبه جزیره میانکاله : شبه جزیره میانکاله در جنوبشرقی دریای مازندران در بخش شمالی خلیج گرگان واقع شده است . قسمت شرقی این شبه جزیره به شهر بندر ترکمن و قسمت غربی آن به استان مازندران محدود می شود .

7 – آبشار کبودوال : در 5کیلومتری جنوب علی آباد واقع شده است .  

آبهای استان گلستان
میزان بارندگی در استان گلستان هر چند از دو استان شمالی مازندران و گیلان کم‌تر است، اما نسبت به استان‌های دیگر بسیار بهتر است و میانگین بارش سالانهٔ آن 2برابر میانگین بارش سالانه کشور است. مجموع حجم آب‌های سطحی و زیرزمینی استان بیش از 2485 میلیون متر مکعب است که49.2 درصد آن را آب‌های سطحی و بقیه را آب‌های زیرزمینی تشکیل می‌دهند. آب‌ها سطحی در بیش از ۴۰ شاخه رود جاری هستند که بیش‌تر آن‌ها از جنوب به شمال و از شرق به غرب جریان دارند. رود اترک، گرگان‌رود و رود قره‌سو، سه رود مهم استان گلستان هستند.آبهای زیر زمینی استان به دلیل نفوذ پذیری خاک و بارش زیاد غنی هستند. ۱- رود اترک: این رود از کوه‌های هزارمسجد خراسان سرچشمه می‌گیرد و نزدیک ۱۲۰ کیلومتر آن، مرز آبی ایران و ترکمنستان را می‌سازد. این رود سرانجام در خلیج حسین‌قلی به دریای خزر می‌ریزد. ۲- گرگان‌رود: این رود از دامنه‌های شمالی البرز شرقی و دامنه‌های غربی بلندی‌های خراسان سرچشمه می‌گیرد و پس از گذشتن از شهرهای گنبد کاووس و آق‌قلا، در غرب روستای خواجه‌نفس با تشکیل دلتای بزرگی به دریای خزر می‌ریزد. رودهای کوچک زیادی، مانند زاو، دوغ، تیل‌آباد، رامیان و محمدآباد، به گرگان‌رود می‌پیوندند و آن را رود بزرگی می‌سازند. تا کنون سدهای وشمگیر و گلستان ۱ و ۲، که هر سه از گونهٔ سدهای خاکی هستند، روی این رود و شاخه‌های آن ساخته شده‌است که در بهبود کشاورزی استان سودمند بوده‌اند. ۳- رود قره‌سو: این رود از کوه‌های النگ در کوه‌های البرز شرقی سرچشمه می‌گیرد و رودهای نومل، زیارت، گرماب‌دشت، ناهارخوران و چند رود کوچک دیگر به آن می‌پیوندند و سرانجام به خلیج گرگان می‌ریزد. استان گلستان به دلیل بارندگی مناسب از سفره‌های آب زیرزمینی سرشاری بهره‌مند است. این آب‌ها را از راه چاه و قنات به سطح زمین می‌آورند یا خود به صورت چشمه به بیرون راه پیدا می‌کنند. نزدیک ۴ هزار چاه عمیق، ۱۰ هزار چاه نیمه‌عمیق، بیش از ۲۶۰ قنات و ۳۸۴ چشمه در استان وجود دارد که از آب آن‌ها برای کشاورزی، پرروش ماهی و آب نوشیدنی شهرها و روستاهای استان بهره‌برداری می‌شود. از ۳ تالاب مهم استان، تالاب آلماگل، تالاب آجی‌گل و تالاب آلاگل نیز در زمان پرآبی برای کشاورزی و پروش ماهی بهره‌برداری می‌شود.کوثر، وشمگیر، گرگان، نومل، گرمابدشت، گلستان یک و دو از سدهای مهم استان هستند.

چگونگي تشكيل مخازن نفت و گاز ايران :

حركات نمكي سازند هرمز كه از فاز كوهزايي كيمرين پيشين شروع ميشود در تشكيل ساختمانهاي بزرگ د رحوزه رسوبي خليج فارس نقش مهمي را در تشكيل ذخاير بزرگ نفتي و گازي بازي ميكند. قبل از حركات كوهزايي آلپين پسين اين ساختمانها در نوااحي خليج فارس بوجود آمده و در اثر فشار زياد رسوبات روي طبقات سنگ مادر قسمت عميق‌تر حوزه رسوبي باعث تشكيل نفت و گاز گرديد و بطرف گنبدها و طاقديسهاي زير زميني تشكيل شده بوسيله حركات نمكي (Pillowstructure) مهاجرت اوليه نموده و خلل و فرج اوليه سنگ را اشغال كرده و باعث حفظ اين خلل و فرج گرديده است و تشكيل بزرگترين ذخيره‌ها نفتي و گازي دنيا شده است( مهاجر1369)

بدليل رسوب گذاري مداوم و فرورفتگي تدريجي حوزه رسوبي خليج فارس ، رسوبات ضخيم بيش از نه هزار متر از دوران اول تا آخر دوران سوم در قسمت عميق حوزه يعني در لرستان و خوزستان و بندرعباس بر روي هم انباشته شده است.
نقشه هم ضخامت دوره‌هاي مختلف زمين شناسي از پرمين تا ميوسن در اين منطقه بزرگ حوزه خليج فارس مؤيد حركات نمكي و تشكيل ساختمانهاي بزرگ زير زميني براي ذخيره سازي هيدروكربن است و در قسمت پلاتفورم عربستان كمترين ضخامت رسوبات را نشان ميدهد.

حركات نمكي سازند هرمز كه از كيمرين شروع شد باعث بالا آمدگي بعضي نواحي بخصوص در ناحيه قطر ـ كنگان شده كه كمترين ضخامت كرتاسه در نقشه هم ضخامت را نشان مي‌دهد كه به دليل بالا آمدگي ناحيه و باحتمال زياد در اثر حركات نمكي و حركات قاره‌اي بوده است.

مهاجرت اوليه گاز از قسمت عميق حوزه بطرف ساختمانهاي بوجود آمده در پرمين سنگ آهكي ودولوميتي سازند دالان را از گاز اشباع نموده و بزرگترين ذخاير گازي روي زمين را بوجود آورده است ( مثل ميدان‌هاي گازي قطر- پارس و كنگان و نار) مهاجرت اوليه نفت از قسمت عميق حوزه رسوبي در شمال پلاتفرم عربستان بطرف طاقديسهاي كم شيب و بزرگ كه در اثر حركات قاره‌اي و بخصوص حركات نمكي بوجود آمده‌اند حركت نموده و خلل و فرج سنگ‌هاي ماسه‌اي كرتاسه در" زبير" و" بورگان" و سنگ آهكي و دولوميتي ژوراسيك بالا را در عربستان اشباع نموده و بزرگترين ذخاير نفتي زمين را بوجود آورده است.
پس از حركات كوهزايي و بوجود آمدن طاقديسهاي زيادي در رشته جبال زاگرس بعضي از آنها مانند طاقديس كبير كوه با بيش از 2500 كيلومتر مربع وسعت بعلت مهاجرت اوليه هيدروكربن، بيشتر گازهاي موجود در قسمت عميق حوزه رسوبي را به طرف طاقديس‌هاي بالشي ناحيه مهاجرت داده و خلل و فرج سنگ مخزن آهكي و دولوميتي پرمين را در طاقديسهاي اوليه ناحيه كنگان – قطر پر نموده است. پس از حركات كوهزايي آلپين و بوجود آمدن طاقديسهاي بزرگي مثل كبير كوه، هيدروكربني باقي نمانده كه در اثر مهاجرت ثانويه ، طاقديسهاي مزبور را تغذيه نمايد.

ليس (1950) جزو اولين كسي بود كه زمين شناسي و تكتونيك و توليد زياد و ذخيره عظيم بزرگ سنكلينال خليج فارس را برشته تحرير در آورد. زمين شناسان ديگري بعد از ليس مقالات و اطلاعات با ارزشي ارايه نمودند بخصوص دانينگتن (1967) ، ن. اي. فالكن (1967) جي. اشتوكلين ، موريس ، كامن كي و ز. ر بيدون (1974) اطلاعات و مقالات جالبي درباره زمين ‌شناسي و مخازن اين منطقه وسيع انتشار داده‌اند و در حل مسايل زمين شناسي و اكتشافات هيدروكربن اين منطقه نقش بزرگي داشته‌اند. پس از آن تاريخ تا به حال اطلاعات ذيقيمتي در اثر اكتشافات حفاري و زمين شناسي كه در كشورهاي اطراف خليج فارس انجام گرفته بدست آمده است. كه ميتوان نقشه منحني‌هاي هم ضخامت دوره‌هاي مختلف را با توجه به اطلاعات بدست آمده تجديد نظر و ترسيم نمود.

پیام های حضرت زهرا (س) پیرامون ولایت

امـامـت و ولایـت در اسـلام ، از پـایـه هاى اصلى اعتقادى و زیربناى زندگى سیاسى ، اجتماعى و فـرهـنـگى انسان به شمار مى آید. مسلمانان با مذاهب مختلف و نظرات گوناگون ، در ضرورت امامت و رهبرى اتفاق نظر دارند. امّا ولایت در باور شیعه از جایگاه بلند و رفیعى برخوردار است تـا جـایـى كه از نماز، روزه ، حج و جهاد نیز برتر و بالاتر است . امام باقر(علیه السلام) در این باره مى فرماید:

"اسـلام بـر پـنـج چـیز پایه گذارى شده است ، بر نماز، زكات ، حج ، روزه و ولایت . زراره مى گوید: از امام (علیه السلام) سؤال كردم كدامیك از اینها برتر است ؟ فرمود: ولایت ! زیرا ولایت كلید همه آنهاست و والى ، دلیل و راهنماى آنهاست ." 1

بـا تـوجه به روایات فوق ، ولایت و امامت را نمى توان باور یا حكمى جداگانه از احكام دینى دانـست ، بلكه بایدگفت تمامى دین به منزله جسم و ولایت روح آن است . دین بى ولایت دین نیست و انـسـان بـى ولایـت را نـمـى تـوان مـسـلمـان واقـعـى دانـسـت . بـر ایـن اسـاس ‍ اسـت كـه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:

مَن ماتَ و لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةَ الجاهِلِیَةِ 2

هر كس كه امام زمان خویش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلى از دنیا رفته است .

 

فاطمه (سلام الله علیها)  و ولایت

حضرت زهرا(سلام الله علیها)  ولایت و امامت را با تمام وجود درك كرده بود و نتیجه انحراف خلافت و امامت امت را بـه خـوبـى مـى دیـد. آن حـضـرت در خـطـبـه مـعـروف خـود بـه تـبـیـیـن جـایـگـاه رفـیـع اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى پردازد و بیان مى دارد كه حكومت حق آنان است :

"شـما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام ، و حاملان دین و احكام ، و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلقید. حقى را از خدا عهده دارید و عهدى را كه با او بسته اید بپذیرید. ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت ، و تاویل كتابُ الله را به عهده ما گذاشت . حـجـت هـاى آن آشـكـار اسـت ، و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن و از تاریكى گمان بكنار. 3

از دیـدگـاه فـاطـمـه (سلام الله علیها) ، امـامـت تداوم و استمرار رسالت است و (امام)  در اداره امور مـسـلمـانـان و نـظـام اجـتـمـاعـى آنـان از هـمـان شـان و جـایـگـاهـى بـرخـوردار اسـت كـه (رسـول)  بـرخـوردار بـود

حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها)  پـس از تـبـیـیـن مـنـزلت و نـقـش مـحـورى اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هدایت امت اسلامى و بیان احكام الهى ، به بحث درباره نظام امامت پرداخت و فرمود:

وَ جَعَلَ طاعَتَنا نِظاماً (لِلمِلَةِ) و امامتنا اءمناً مِنَ الفُرقَةِ وَ حُبَّنا عِزّاً لِلاِسْلامِ.

خـداى متعال ، اطاعت ما اهل بیت را مایه نظام و انسجام ملت و امامت ما را ضامن وحدت و مانع افتراق و تشتت امت اسلامى و دوستى ما را مایه عزت اسلام قرار داد. 4

حـضـرت فـاطـمـه (سلام الله علیها)  با بیان فوق اشاره عمیقى به نقش نظام امامت در ایجاد همبستگى در بین مـردم كـرده اسـت و در واقـع یـكـى از مـهـمـتـریـن اهـداف تشكیل حكومت در جوامع بشرى را كه همانا ایجاد و گسترش نظم و انضباط در جامعه و جلوگیرى از تشتت و نابسامانى در بین اجتماعات انسانى مى باشد را مورد توجه قرار داده است .

حـكـومت هاى پدیدار گشته در جوامع مختلف در طول تاریخ هر یك به گونه اى براى دستیابى بـه نـظـم و انـسـجـام تـلاش كـرده و در راه تحقق این هدف گام برداشته اند، اما تاكید فاطمه زهـرا(سلام الله علیها)  بـر ایـن نـكـتـه اسـت كـه اگـر امـامـت و رهـبـرى اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به عنوان محور اصلى حكومت در جامعه مورد توجه قرار گیرد، دستیابى به ثبات و انسجام اجتماعى و جلوگیرى از نابسامانى و افتراق كه در واقع از ابتدایى ترین و بـدیـهـى تـریـن وظـایـف حـكـومـت اسـت ، بـه بـهـتـریـن شـكـل آن تـامـیـن خـواهـد گـردیـد و زمـیـنـه بـراى تـحـقـق اهـداف مـهـمـتـرى كـه از تشكیل حكومت مورد انتظار است فراهم خواهد شد.

مـحـور دیـگـر سـخـن حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها)  تـرسـیـم وضـعـیـت مـوجـود امـت اسـلامـى پـس از رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) اسـت كـه وجـود تـشـتت و تفرقه در بین مسلمانان و نابسامانى امور آنها پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) معلول روى گردانى آنها از اهل بیت و انحراف از سیستم حكومتى مبتنى بر امامت و ولایت است .

در واقـع از دیـدگـاه فـاطـمـه (سلام الله علیها) ، امـامـت تداوم و استمرار رسالت است و (امام) در اداره امور مـسـلمـانـان و نـظـام اجـتـمـاعـى آنـان از هـمـان شـان و جـایـگـاهـى بـرخـوردار اسـت كـه (رسـول) بـرخـوردار بـود. لذا اگـر دیـده مـى شـود كـه نـظـام خـلافـت پـس از رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) نـه تـنـها نتوانست نقش محورى رهبرى را در جامعه اسلامى حفظ كند، بلكه خود عـامـلى بـراى گـسـتـرش نـابـسـامانى گردید، بدین خاطر بود كه كسانى در مصدر امور قرار گرفتند كه فاقد صلاحیت رهبرى بودند و امام برحق را از حكومت و حق خود محروم ساخته بودند.

حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها)  چون بر لزوم وجود امام معصوم در كنار قرآن براى هدایت انسانها اعتقاد داشت بـه مـبـارزه بـا حـاكـمـان غـاصـب پـرداخـت ؛ چـنـانـكـه آن حـضرت در خطابه آتشین خود در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

شما با پیامبر محبوب و محمود خود پیمان بستید تا دین او را با دست خویش در جهان بگسترانید و جهان را بر محور این دین حنیف و شریف به گردش درآورید. قرآن را مى بینم كه به ظاهر آن احترام مى كنید. حقیقت این است كه در صفحات مقدس آن ، رازها و رمزها و خواندنى ها و شنیدنى هاى بـسـیـار وجـود دارد. امـا چـشـم به راه خطیب توانایى نشسته است كه راز پنهان بداند و رمز بسته بگشاید و خواندنى ها و شنیدنى ها را به جهانیان باز گوید.

فاطمه (س)  چون حـق حـكـومـت را از آن عـلى (ع) و اهـل بـیـت پـیـامبر(ص) مى دید به دفاع از آن حضرت پرداخت و هـشـدارهـاى خـود را مـتـوجـه كـسـانـى كـرد كـه بـا اقـدام نـابـخـردانـه خـود حـاصـل تـلاشـها و مجاهدت هاى رسول خدا(ص) را به بازى گرفته اند و امت اسلامى را از آینده مبهم و تاریك كه با انحراف در رهبرى در انتظار آنان است بر حذر مى دارد

از سـپـیـدى و سـیـاهـى ایـن كـتـاب ، كـجـا مـى تـوانـیـم راه بـه سـر مـنـزل مـقـصـود بریم ، تا دانشمندى روشنفكر و پرهیزكار، سپیدى را از سیاهى ها باز ننماید و شب را از روز امتیاز ندهد و نقاب ظلمت از چهره نور فرونكشد، ما همچنان حیرت زده و راه گم كرده خـواهـیـم مـاند، او همان دانشمند روشنگر و روشن بینى است كه گویا و بینا و شنواست . او كسى اسـت كـه آیات الهى را یكجا در پرده هاى سینه خویش پنهان ساخته است . و در نفس خود قرآنى بـزرگ و عـزیـز بـه وجـود آورده اسـت . او قـرآنـى گـویـا و شـنـوا و راه پیما و راهنماست . این گـنـجینه اسرار، كه اینجا و آنجا ذخایر گرانبهایش را گسترش دهد و تشنگان را به فرا خور خـویش سیراب كند همان پیشاهنگ سعادت و كاروان سالار ابدیت است . اوست كه پیروان خویش را به جانب مینوى جاویدان راهبرى خواهد كرد. 5

درسـت هـمین ویژگی ها است كه زهرا(سلام الله علیها)  را به دفاع از على (علیه السلام) برمى انگیزاند. دفاع حضرت زهـرا(سلام الله علیها)  از امـیـر مـؤمـنـان نـسبت به زمامدارى جامعه اسلامى ، دفاع شخصى و خصوصى نبود، بلكه دفاع یك زن مسلمان متعهد و مسؤول از حق عظیمى بود كه غصب شده است . فاطمه (سلام الله علیها)  چون حـق حـكـومـت را از آن عـلى (علیه السلام) و اهـل بـیـت پـیـامبر(صلی الله علیه و آله) مى دید به دفاع از آن حضرت پرداخت و هـشـدارهـاى خـود را مـتـوجـه كـسـانـى كـرد كـه بـا اقـدام نـابـخـردانـه خـود حـاصـل تـلاشـها و مجاهدت هاى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به بازى گرفته اند و اعلام خطر با نویى رنـجـدیـده اسـت كـه بـا شـجـاعـتـى وصـف نـاشـدنـى و اسـتـقـامـتـى سـتـودنـى در مـقـابـل مـنـحـرفـان مـى ایستد و امت اسلامى را از آینده مبهم و تاریك كه با انحراف در رهبرى در انتظار آنان است بر حذر مى دارد.

 

پی نوشت ها:

1. اصول كافى ، ج 2 ، باب دعائم الاسلام ، ح 5 .

2. الذخیره فى علم الكلام ، ص 495 .

3. زندگانى فاطمه زهرا(سلام الله علیها)  ، سید جعفر شهیدى ، ص 128 .

4. همان ، ص 129 .

5. احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص

کانی ها

 

         

                                                      کوارتز  دودی                                    کوارتز قرمز                                                                 

 

ریشه لغوی

لغت مینرال (کانی) که از قرون وسطی مورد استعمال قرار گرفته از لغت یونانی Mna (متشابه لاتینی آن Mina است) به معنی "کانی" یا "گردال" (از نظر معدن شناسی) مشتق شده است، لذا نام فارسی آن یعنی "کانی" معروف موادی است که از کانسارها بدست می‌آورند.

تصویر

نگاه اجمالی

قرنها پیش از دستیابی انسان به فلزات و علم استخراج و مصرف آنها ، برخی از سنگها و کانیها مهمترین ابزار دفاعی ، زراعی و شکار بشر محسوب می‌شده‌اند. بشر اولیه جهت تهیه ابزار سنگی از مولد دارای سختی زیاد همچون سنگ چخماق ، کوارتزیت ، ابسیدین ، کوارتز و ... که در محیط زندگی‌اش فراوان بوده استفاده کرده است. نحوه استفاده و بکارگیری این مولد آنچنان در زندگی و پیشرفت انسان مؤثر بوده است که بر این اساس زمان زندگی انسان اولیه را به سه دوره دیرسنگی ، میانسنگی) و نوسنگی تقسیم شده‌اند. همزمان با شناخت فلزات و استخراج آنها عصر فلزات آغاز گردید. احتمالاً اولین فلز استخراج شده در حدود 450 سال ق.م ، مس بوده است.

کانیها از نظر فیزیکی و شیمیایی اجسام طبیعی و همگن هستند که تقریبا منحصرا بصورت
بلور و یا لااقل توده بلورین حاوی ذرات ظریف و ریز تا درشت تشکیل می‌گردند. فقط معدودی از کانیهایی که آنها را بصورت جامد می‌شناسیم، به حالت بی شکل و یا ژلهای وجود دارند. با توجه به همگن بودن شیمیایی کانیها ، ترکیب آنها را می‌توان بوسیله فرمول نشان داد. مع ذلک این فرمول در بسیاری از حالات ، منظور عادی شمی را مجسم نمی‌کند، به این جهت در نگارش آن مفاهیم کریستالو شیمی به مقیاس وسیعی باید منظور گردد. برای معرفی کانیها علاوه بر فرمول آنها ، تمام خواص فیزیکی مانند خواص نورانی ، الکتریکی ، مقاومت ، سختی و بالاخره خاصیت بلورشناسی نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. اساس مطالعه این خواص موضوع کانی شناسی عمومی را تشکیل می‌دهد.

تصویر

تاریخچه

مصریان قدیم شش هزار سال قبل از میلاد در صحرای سینا فیروزه را به خاطر رنگ زیبایش استخراج می‌کردند. انسانهای عهد حجر ، سنگ آتشزنه را که دارای سطح شکست تیز است، به عنوان چاقو و سرنیزه ، جهت تراشیدن چوب و تهیه نوک تیز کمان به کار می‌برند. علاوه بر تفریت که دارای سطح شکست منحنی شکل است برای تهیه تبر و از سنگ آتشزنه و پیریت جهت تهیه آتش استفاده می‌کردند.

عهد حجر زمانی خاتمه یافت که انسان توانست در نتیجه تجارب گوناگون از
مس و قلع آلیاژی به نام مفرغ یا برنز تهیه کند. در طی عهد برنز بشر قرنها تجربه اندوخت تا سرانجام حدود 1000 سال قبل از میلاد مسیح به کشف و تهیه آهن توفیق یافت. به روایت دیگر حدود 2700 سال قبل عصر مفرغ آغاز شد که در این عصر انسان ابزار خود را از این آلیاژ تهیه می‌نموده است. حدود 3000 سال ق.م مصریها از ذوب سیلیس ، شیشه تهیه نمودند و قرنها پیش از میلاد مسیح چین‌ها در فسیلها از کائولن ابزار چینی می‌ساخته‌اند. در طول تاریخ اطلاعات بسیاری در رابطه با چگونگی شکل گیری ، جنس ، ساختمان و سایر خصوصیات کانیها بدست آمده است.

سیر تحولی و رشد

اصولا یونانیها نخستین ملتی بودند که جنبه علمی کانیها را بررسی کردند مثل تالس ملطی که 485 سال قبل از میلاد به خاصیت کهربایی کانیها اشاره کرده و تمیش تکلس (527-549 ق.م) که دست به استخراج معادن زد. یک کتاب سنگ شناسی (الاحجار) که به ارسطو (322-384 ق.م) نسبت می‌دادند بعدها معلوم شد که در سده هشتم نوشته شده ، ولی کتابی از شاگردش یتوفر است (288-372 ق.م) بجا مانده بنام "راجع به سنگها" که شاید بتوان گفت اولین کتاب علمی کانی شناسی است.

کتاب با ارزش دیگری که بعدها نوشته شد بوسیله پزشک رومی جالینوس (201-113 م) بود. اثر دانشمند عالیقدر ایرانی ، ابو علی سینا (1037-970) تحت عنوان "درباره کانیها" را شاید بتوان گفت اولین کتابی است که کانیها را بطور سیستماتیک به چهار دسته تقسیم کرده است. از اروپاییان از کانی شناس آلمانی آلبرت فون بول (280-119 م) یاد می‌کنیم این شخص که به ماگنوس معروف است داراری پنج جلد کتاب از زمینه کانی شناسی است. از دو شخصیت دیگر آلمانی به نامهای باسیلوس والنتین و آگریکولا (1623-1555) یاد می‌کنیم که شخص اخیر بعدها به پدر کانی شناسی معروف گشت.

آخرین شخصی که کانیها را از نظر ظاهری مورد مطالعه قرار داد، کانی شناس روسی لموسوف (1711-1765) بود. در سال 1669 یک دانشمند دانمارکی به نام نیلس استنسن قانون ثابت بودن زوایا را کشف کرد. در همین سال شخص دیگری به نام اراسموس بارتولینوس موفق به کشف شکست مضاعف کلیست ایسلندی گردید. قانون پارامتر وایس آلمانی در دهه دوم قرن بیستم وضع کرد. در سال 1830 هسل 32 کلاسه را ثابت کرد، پس از آن با استفاده از محاسبات ریاضی فدروف روسی و شنفلیس آلمانی 230 شبکه فضایی را ثابت کردند. با کشف اشعه ایکس بوسیله رنتگن ، تحول عظیمی در کانی شناسی بوجود آمد بدینوسیله برای اولین مرتبه ماکس فون لاوه موفق به مطالعه ساختمان داخلی
کریستال گردید. بعد از اینکه استفاده از اشعه ایکس در کانی شناسی نشان داده شد، براگ در سال 1913 اولین ساختمان یعنی شبکه نمک طعام را معرفی نمود.

تصویر

کانی چیست؟

کانی عبارت است از عناصر یا ترکیبات شیمیایی طبیعی جامد ، همگن ، متبلور و ایزوتروپ با ترکیبات شیمیایی نسبتاً معین که در زمین یافت می‌‌شود. خواص فیزیکی کانیها در حدود مشخص ممکن است تغییر نمایند. کانیها به صورت اجسام هندسی با ساختمان اتمی منظم متبلور می‌گردند که به آن بلور می‌گویند. اگر بلور یک کانی را به قطعات کوچک و کوچکتر تقسیم نماییم سرانجام به کوچکترین جزء دارای شکل هندسی منظم خواهیم رسید که آن را واحد تبلور ، سلول اولیه و یا سلول واحد بلور می‌نامند. از کنار هم قراردادن واحدهای تبلور شبکه بلور که سازنده اجسام متبلور است ایجاد می‌گردد.

علاوه بر کانیهای متبلور با دسته‌ای از ترکیبات دارای تمامی خواص
کانی بجز سیستم تبلور می‌باشند که این دسته را شبه ‌کانی می‌نامند و شرایط تشکیل کانیها بسیار متفاوت است ، برخی مانند پیریت ممکن است در شرایط بسیار متنوعی ایجاد ‌گردند در حالیکه برخی دیگر به عنوان شاخص کانی ، فشار ، دما وجود عناصر رادیواکتیو و ... مورد استفاده قرار می‌گیرند. همه کانیها به استثنا شبه‌کانی‌ها در یکی از 7 سیستم تبلور شناخته شده متبلور می‌گردند. برخی از کانیها در شرایط مشابه در کنار هم تشکیل می‌گردند که به آنها پاراژنز با کانی‌های همراه گفته می‌شود. کانیها در طبیعت در اندازه‌‌های بسیار متفاوتی یافت می‌شوند که بر این اساس آنها را به درشت بلور ، متوسط بلور ، ریز بلور و مخفی بلور تقسیم می‌نمایند. برخی از انواع درشت بلور و متوسط بلور در نمونه‌های دستی قابل تشخیص بوده ، انواع ریز بلور توسط میکروسکوپهای قوی و کانیهای مخفی بلور را به کمک اشعه ایکس و میکروسکوپهای الکترونی می‌توان شناسایی نمود.

اهمیت اقتصادی کانیها

کانیها دارای ارزش اقتصادی بسیار زیادی می‌باشند، بطوری که اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان نظیر شیلی ، گینه ... بر اساس مواد معدنی پایه‌ریزی شده است. اگر چه بسیاری از کانیها دارای ارزش درمانی ویژه خود هستند و حتی تعدادی به عنوان مواد سمی و مهلک مورد استفاده قرار می‌گیرند، ولی افرادی نیز وجود دارند که همراه داشتن کانیهای معین را در درمان برخی از بیماریهای موثر می‌دانند. در سراسر جهان عده زیادی علاقمند به جمع‌آوری مجموعه‌های کانی هستند، در یک پیک نیک خانوادگی می‌توان نمونه‌هایی از این خلقت زیبای خداوند جمع‌آوری نمود. با توجه به اینکه در کشور ما کانیهای متنوعی وجود دارند و بسیاری از آنها قابل دسترس می‌باشند.

کانیها از دوران پیش از تاریخ ، نقشی اصلی در نحوه زندگی بشر و استاندارد زندگی وی داشته‌اند. با گذشت هر قرن ، اهمیت اقتصادی کانیها به گونه‌ای فزاینده بیشتر شده و امروزه به اشکال بیشماری ، از احداث آسمانخراشها گرفته تا ساخت
رایانه به آنها وابسته‌ایم. تمدن جدید ، به طور شگفت آوری به کانیها وابسته است و کاربرد وسیع آنها را الزامی کرده است. تعداد کمی از کانیها مانند تالک ، آزبست ، گوگرد و ... به همان شکل استخراج شده ، معروف می‌شوند. اما بسیاری از آنها را برای به دست آوردن یک ماده مفید ، باید در آغاز فرآوری کرد. برخی از محصولات آشناتر عبارتند از : آجر ، شیشه ، سیمان ، گچ و چیزی در حدود بیست فلز از آهن گرفته تا طلا. کانسنگهای فلزی و کانیهای صنعتی در همه قاره‌ها و در هر جا که کانیهای خاص به اندازه کافی تمرکز یافته و استخراج آنها اقتصادی باشد، استخراج می‌شوند.

نوروز در جغرافیای منطقه

نوروز يكي از كهن ترين جشن هاي به جا مانده از دوران ايران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ايران نوروز را جشن مي گيرند. زمان برگزاري نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ايران و افغانستان آغاز سال نو محسوب مي شود و در برخي ديگر از كشورها تعطيل رسمي است.
    زمان نوروز
    جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاري آغاز مي شود. در دانش ستاره شناسي، اعتدال بهاري يا اعتدال ربيعي در نيمكره شمالي زمين به لحظه اي گفته مي شود كه خورشيد از صفحه استواي زمين مي گذرد و به سوي شمال آسمان مي رود. اين لحظه، لحظه اول برج حمل ناميده مي شود و در تقويم هجري خورشيدي با نخستين روز (هرمز روز يا اورمزد روز) از ماه فروردين برابر است. نوروز در تقويم ميلادي با 21 يا 22 مارس مطابقت دارد. در كشورهايي مانند ايران و افغانستان كه تقويم هجري شمسي به كار برده مي شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز، تقويم ميلادي متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته مي شود و روز آغاز سال محسوب نمي شود.
    واژه نوروز
    واژه نوروز يك اسم مركب است كه از تركيب دو واژه فارسي «نو» و «روز» به وجود آمده است. اين نام در دو معني به كار مي رود: 1) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاري و آغاز سال نو
    2) نوروز خاص: روز ششم فروردين با نام «روز خرداد»ايرانيان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا يعني سال نو ياد مي كردند. مردمان ايراني آسياي ميانه نيز در زمان سغديان و خوارزمشاهيان، نوروز را نوسارد و نوسارجي به معناي سال نو مي ناميدند.

جغرافیا و نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران سفره هفت سین می‌اندازند.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیایی میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.

همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمین‌هایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته می‌شد، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار می‌شود.

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت

شكل آتشفشانها

بطور عمومي آتشفشانها سه شكل هندسي عمده دارند:

مخروطها ( Cones ) , سپر ها ( Shields ) و ورق ها ( Sheets ) .

ورق ها( Sheets )

سپر ها ( Shields )

مخروطها ( Cones )

مخروط ميتواند متقارن باشد, مانند آنچه در مورد برخي ازآتشفشانهاي آندزيتي ملاحظه مي گردد. 

مخروط ميتواند بواسطه يك كالدراي مركزي قطع شده باشد.مخروط ميتواند كنده مانند كوتاه با دهانه مركزي وسيع باشد ( مانند مخروطهاي توفي حلقوي ) غلظت , ميزان فوران , دوره فازهاي فوراني , نوع ميكانيسم انفجاري از جمله فاكتور هاي عمده در نحوه شكل يافتن مخروط ها و ديگر اشكال آتشفشان مي باشند.

نمایی از یک مخروط

گدازه هاي بسيار غليظ ( يا جريانهاي پيروكلاستيك غليظ ) در اطراف دامنه آتشفشان و يا در پاي آن تجمع مي يابند ( حتي اگر ميزان فوران بالا باشد ) در حالي كه گدازه هاي بسيار رقيق و همچنين جريانهاي پيروكلاستيك جيم و روان , بسرعت از دهانه مركزي آتشفشان دور شده و تشكيل دامنه هاي كم شيب و بالنتيجه سپرهاي آتشفشاني كم ارتفاع مي دهند.

 آتشفشانهاي سپري مي توانند بعنوان حد واسط مخروط ها و ولكانيسم ورقي محسوب شوند.

نمایی از یک آتشفشان سپری

آتشفشانهاي اخير تشكيل بازالتهاي سيلابي و يا جلگه اي مي دهند. اين بازالتها تجمع عظيمي از مواد خروجي بصورت ورقي يا صفحه اي داده كه برخي از جريانها گدازه اي مساحتي متجاوز از يكصد هزار (000/100) كيلومتر مربع را مي پوشانند, بدون اينكه تغييرات مهمي در ضخامت جريانها ملاحظه گردد .

همچنين برخي از گدازه هاي تحول يافته و رقيق شده تشكيل ورق هاي گسترده داده اند. وسيع ترين نوع ته نشستهاي آتشفشاني ورقي مواد آذر آواري و يا در واقع تفراهاي ريزشي  ( Fallout tephra ) مي باشند كه تشكيل پوشش هاي گسترده از لاپيلي هاي پاميسي و يا خاكستر هاي آتشفشاني مي دهند .

تفراي ريزشي  ( Fallout tephra )

شكل عمومي اينگونه  صفحات تفرائي بيضوي مي باشد زيرا بعلت تاثير جريان باد در يك جهت خاص كه منطبق با جهت وزش باد است بيشتر پراكنده ميشوند ‏بطوريكه طول آن ممكن است به صدها و حتي هزاران كيلومتر برسد . البته اكثر اين ورق ها كم ضخامت مي باشند و حجم بازالتهاي جلگه اي يا سيلابي و جريانهاي پيرو كلاستيك عمده را ندارند . چنين ورق هاي تفرائي منفرد نتيجه انفجارهاي پر قدرت مي باشند كه رد آنها را مي توان تا مبداء  كه معمولاً يك كا لدرا مي باشند دنبال نمود . اين ته نشستهاي تفرائي بخصوص لايه هاي خاكستر دار آتشفشاني را كه خوب حفظ شده اند مي توان ما بين ته نشستهاي عميق دريائي ملاحظه كرد. در روي خشكي , بخش عمده اي از آنها فرسوده مي گرددو يا ممكن است آثار آنها را در توپوگرافيهاي پست, در بين ته نشستهاي درياچه اي در زير جريانهاي آذر آواري و غيره مشاهده نمود.

 ماگما را در اينجا به دو گروه تقسيم ميكنند:

الف: ماگماي اوليه و يا مادر ( Parental magma ) كه بواسطه ذوب بخشي گوشته فوقاني ( Upper mantle ) و يا پوسته تشكيل مي شوند.

ماگماي مادر ( Parental magma )

ب : ماگماي اشتقاقي  ( Derivative magma ) كه بواسطه پديده تفريق از ماگما ي اوليه و يا در اثر اختلاط ماگماها ( Magma mixing ) حاصل شده اند.

سنگ حاصل از ماگمای اشتقاقی

 دو دسته از شرايط در تحول ماگمائي مي توانند مد نظر قرار گيرند:

 -دسته اول آنهايي مي باشند كه در محل تشكيل ماگما آنرا متاثر ميسازند.

 -  دسته دوم آنهايي هستند كه ضمن صعود ماگما و تا زمان فوران ماگما, آنرا تحت تاثير قرار مي دهند.

ماگما هاي بازالتي عموماً بعنوان ماگماهاي اوليه نگريسته شده اند . البته در هر صورت هر ماگمائي مي تواند بعنوان ماگماي مادر ديگر ماگماي بيشتر تفريق شده محسوب گردَد.

عواملي كه باعث كنترل تركيب ماگماهاي بازالتي مي شوند پيچيده بوده و از جمله عبارتند از :

 الف – تركيب : كه شامل تركيب شيميائي  و كاني شناسي سنگ مادر   ( منشاء ) و همچنين تركيب مواد فرار ( Volatipes ) يعني نوع مواد فرار و فراواني نسبي آنها مي گردد.

  ب  – فرايند ذوب:   كه ارتباط با درجه ذوب بخشي  ( كه خود در ارتباط با      فشار , حرارت و   ميزان مواد فرار  مي باشد) و    عمقي كه ماگما در آنجا تشكيل مي شود دارد.

ماگماهاي بازالتي هنگامي اوليه اطلاق مي شوند كه مستقيماً از محل تشكيل به سطح زمين برسند ( از طريق شكستگيها ) و عملاً متحمل هيچگونه تغيير شيميائي ضمن انتقال نشده باشند.

 ماگماهائي كه بتوان آنها را اوليه ناميد كم و نادر ميباشند زيرا اغلب ماگماها ضمن سرد شدن ممكن است متحمل تبلور بخشي شده و يا با اختلاط و آلودگي در مسير خود به سطح زمين دچار تغيير تركيب شيميايي بشوند.درجه ذوب بخشي در هر عمقي در رابطه با فشار و ميزان مواد فرار سيستم مي باشد. كارهاي  انجام شده در دهه اخير نشان داده است كه نوع ميزان مواد فرار تاثير عمده اي بر درجه حرارت ذوب , درجه ذوب بخشي پريدوتيت گوشته و تركيب شيميائي ماگماي حاصله بر اثر ذوب بخشي دارد. مواد چفرار اصلي مطالعه شده همانا آب H2O و گاز كربنيك CO2 مي باشند.

فوران هاي انفجاري از ويژگيهاي ماگماهاي مافيك خيلي تحت اشباع از سيليس بوده بنظر ميرسد بواسطه فراواني مواد فرار موجود در ماگماهاي مزبور ميباشد.

نمایی از فوران ماگما از نوع استرامبولی

همچنين خروج غير انفجاري بازالتهاي توله ئيتي, محتملاً بواسطه پايين بودن ميزان مواد فرار موجود در آنها مي تواند باشد. ميزان پايين مواد فرار مي تواند بواسطه درجه ذوب بخشي بالا و يا پائين بودن آن در سنگ ها در گوشته باشد. در واقع درجه ذوب بخشي بالا سبب ترقيق مواد فرار ميشود.زيرا اين مواد فراركه درمواد ذوب شده اوليه ( براثر ناپايداري زودرس فازهاي هيدراته ) تمركز مي يابند , بر اثر ذوب بخشي زيادتر در ماده مذاب ترقيق مي گردند.

مثلث برمودا واقعاً یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود.

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست ۲۰ دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود نداشت.

چندی پیش یك دانشمند ژئوفیزیك ساكن شهر وارونژ روسیه مدعی كشف یك علت طبیعی برای حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.  ولادیسلاو بوكریف، در این زمینه گفت: ویژگی عجیب مثلث برمودا توسط طبیعت برنامه ریزی شده است. یكی از شعبات جریانات گرم گلف استریم، با گردش در جهت عقربه‌های ‌ساعت در منطقه دریای سارگاسوف، روی می‏دهد. این حركت به یادآورنده پرتاب كننده دیسك است كه در آغاز خود می‏چرخد و تنها در لحظه ای كه بالاترین سرعت زاویه  ای را به دست آورد، دیسك را به جلو پرتاب می‏كند. به نظر وی وجود میكرو و ماكرو گودال‌هایی ‌در این منطقه، مولد آشفتگی‌های ‌جاذبه  ای و مغناطیسی می‏باشد كه در نتیجه آن دستگاه‌ها ‌از كار افتاده و ارگانیزم انسان سنگینی ای را تحمل می‏كند كه گاهی مرگبار است.

وی می‏گوید: چون در این منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌های ‌ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشیا را به سمت خود می‏كشد، یعنی بردار جاذبه به سمت عمق دریا و مركز زمین است. برمودا برای وسایط نقلیه هوایی و دریایی تنها در زمان وقوع جزر در دریا خطرناك است. در این فاز، ابتدا گودال‌های ‌آبی و پس از آن گودال‌های ‌هوایی پدیدار می‏شوند. این وضعیت همانند فنجانی است كه به طور ناگهانی انتهای آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت می‏كند و حركتی گردشی به خود می‏گیرد و در امتداد خود، جریان هوا را می‏راند. این دانشمند ژئوفیزیك روسیه می‏افزاید: با دانستن فاز جریان مد و ویژگی تشكیل جریانات، می‏توان روشی را ایجاد كرد كه وقوع حادثه را در این مثلث ناآرام، همچنین در سایر نقاط خطرناك جهان هشدار دهد. برای اطلاعات بیشتر حتما سری به این سایت بزنید.

منبع:http://shalamshoorba.blogfa.com/post-62.aspx

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

مثلث برمودا

مثلث برمودا


در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز «
مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

قبلا ***ی

مثلث برمودا

مثلث برمودا

ن بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه
مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مثلث برمودا

مثلث برمودا

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل وا

مثلث برمودا

مثلث برمودا

قعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.